|
بلخاب، در مسیر تاریخ
|
||
|
وبلاک دوم حسین رهیاب (بلخی) که با هدف معرفی منطقه بلخاب واقع در ولایت سرپل افغانستان ایجاد شده است. |
احزاب جهادی از سال 1363ش. تا 1368ش. در بلخاب سیطره داشتند. در آن دوره، در کل مناطق شیعهنشین بیش از 9 حزب فعال بود ولی در بلخاب عمدتاً دو حزب سازمان نصر و پاسداران جهاد فعالیت گسترده داشتند. جبهه متحد و حرکت اسلامی در بلخاب بیشترحضور محدود و سمبولیک داشتند. البته جبهه متحد حضور فرهنگی بسیار مفید در بلخاب داشت که نقش فرهنگی این حزب در بخش مربوط به مکاتب مورد توجه قرار گرفته است. تلاش برای اتحاد احزاب از سالیان قبل وجود داشت اما در تابستان 1368ش. در بامیان گردهمایی بزرگی تشکیل شد و تقریباً همه نه حزب شیعی میثاق وحدت را امضاء کردند. سپس دفاتر احزاب در داخل و خارج منحل و به دفاتر حزب وحدت تغییر نام یافتند. در پی این تحولات، در سال 1368ش. شورای ولایتی حزب وحدت در بلخاب افتتاح شد. غلامعلی رضایی سرپلی به عنوان والی ولایت سرپل، حسنرضا عادلی مسئول کمیته مالی، حجت فاضلی مسئول کمیته سیاسی، سجادی گلورز مسئول کمیته اطلاعات و محمد اخلاقی سرپلی به عنوان مسئول کمیسیون نظامی تعیین شدند. بخش نظامی حزب وحدت در سرپل، شامل یک فرقه بود که مسئولیت آن را اختری سرپلی به عهده داشت. دو معاون او صالحی سرپلی و سید حسن صفایی بلخابی بودند. یک غند آن به نام زید شهید مربوط به بلخاب بود که مسئولیت آن را صفایی بلخابی به دوش داشت. در آییننامه حزب وحدت برای هر ولسوالی یک رئیس، یک معاون سیاسی و شش کمیسیون نظامی، روابط، فرهنگی، قضا، مالی و خدمات تعریف شده بود. با تشکیل حزب وحدت و ادغام دفاتر احزاب، آرامش نسبی به بلخاب بازگشت.
در حدود سال 1370ش.در منطقه تگابتخت، بین حزب وحدت و حرکت اسلامی حوادثی به وقوع پیوست. در این زمان تعدادی به سرکردگی رحمانی برادرزاده براتعلی خان، پیکار پسر براتعلی خان و قاسمی چرخاب در مقابل حزب وحدت قیام کردند. آنان مناطق پایین بلخاب را اشغال کردند. جنگ بین آنها و حزب وحدت در قریه سرپل موجب کشته شدن چند نفر شد. در زمستان دو گروه صلح کردند. حاکمیت مناطق پایین بلخاب در اختیار آنها قرار گرفت. همچنین در سال 1370ش.، جاری شدن سیل در بلخاب، خسارات زیادی به مردم وارد کرد و موجب مرگ هفت نفر گردید. در سال 1371ش. با تضعیف دولت نجیبالله، ابتدا مزارشریف و سپس کابل سقوط کرد. کشور در اختیار احزاب جهادی قرار گرفت. اوضاع در بلخاب تقریباً آرام بود. در سال 1371ش. نیروی کمکی از بلخاب به کابل اعزام شد. این افراد در برخی از جنگها مشارکت داشتند و چند تن از آنان از جمله موسوی و نبرد در کابل کشته شدند. در سال 1371ش. برخی از نبردهای کور در پایین بلخاب به وقوع پیوست که بیشتر در مناطق تلشقان و اطراف آن بود. در این زمان برخی از مسئولین بلخاب در کابل یا خارج از کشور بودند. تقریباً همه مسئولین احزاب سابق، خارج از منطقه بودند. در سال 1371ش. واحد اداری ولسوالی در بلخاب شکل گرفت، حاج اسدالله دانش به عنوان ولسوال، عبدالله انصاری به عنوان قاضی، سید صالح عالمزاده به عنوان قومندان امنیه، استاد زینوری به عنوان مدیر مالی، عبدالحسین مبارز به عنوان مدیر امنیت ملی، حاج حسین علی روشن به عنوان مدیر ثبت احوال و نفوس، محمد هاشم عظیمی به عنوان سارنوال و سید ایوب محمودی به عنوان مدیر اداری انتخاب شدند.
به روایت حسینی بلخابی و نطاقی در حدود تابستان سال 1371ش.، هیئتی از جنبش به مشهد آمد که محمد محقق (مسئول شمال حزب وحدت) هم عضو آن هیئت بود. تعدادی از طلاب بلخابی با او دیدار کردند و خواهان ایفاء نقش در منطقه شدند. محقق هم ابراز علاقه کرد. در اوایل تابستان 1372ش. محمدحسین فهیمی طلبهی ساکن مشهد و اهل قریه دوشاخ، وارد مزارشریف شد. ارتباط او با محقق برقرار شده بود. محقق یک «لواء» را برای او در بلخاب پشنهاد کرد و مسئولیت آن را به عهده فهیمی گذاشت. همچنین محقق برخی از قومندانان بلخاب را به مزارشریف فراخوانده و از آنها خواست تا از فهیمی به عنوان مسئول کل حزب وحدت در بلخاب، اطاعت کنند. فهیمی در حدود سنبله 1372ش. با چند طلبه دیگر وارد بلخاب شد. فهیمی و دوستانش اغلب اوقات در منطقه «جِه»، «زَو»، «دوشاخ» و «تَگابلُولَه» مستقر بودند. او تلاش میکرد به کارهای عمومی و عامالمنفعه مشغول باشد. گفته میشود بسیاری از مکاتب، مراکز، راهها، پلها و مراکز عمومی منطقه پایین بلخاب در طی همان دوره توسط فهیمی ساخته شده است. واقعیت دیگری که وجود دارد، عدم توجه احزاب، گروهها و مسئولین بلخاب در طی سالهای قبل از آن به عمران و آبادانی بلخاب بود. از این جهت فعالیتهای فهیمی اهمیت دارد. فعالیتهای فهیمی و ساخت و سازهای او، بدون امکانات و به سختی و البته به زور توسط مردم انجام میشد و مشکلات زیادی داشت. در مرور زمان فهیمی، محدوده فعالیت و حضور خود را گسترش داد و همین مسایل موجب بروز برخی از تنشها در منطقه گردید.
ادامه مطلب در کتاب بلخاب ج 1 ص 230
|
|