بلخاب، در مسیر تاریخ
 
 
وبلاک دوم حسین رهیاب (بلخی) که با هدف معرفی منطقه بلخاب واقع در ولایت سرپل افغانستان ایجاد شده است.
 

 

 

قریه پِیغُولَه

 

پیغوله، یکی از مناطق بزرگ و پر جمعیت بلخاب است که در آخرین نقطه جنوب غربی دره­مزار قرار دارد. مرکز بلخاب از طریق دره‌مزار و دره‌وجمان به پبغوله مرتبط می‌شود. پیغوله، در غرب دره‌وجمان، در شرق چِراس، در شمال اسمیدان و در جنوب اِستِراب قرار دارد.

پیغوله در اصل پیغله، بیغله یا بیغوله به معنی کُنج و گوشه است. این اصطلاح برای کنج و گوشه در زبان فارسی و اشعار شاعران به کار رفته، نظامی گفته است: «ز هیبت به پیغوله‌ای در گریخت»  پیغوله یا بیغوله به کنج و گوشه خانه گفته‌اند. پیغوله به معنی کنج و گوشه چشم نیز کاربرد دارد. وجه تسمیه پیغوله با توجه به مفهوم آن مشخص می‌شود. پیغوله در کنج و گوشه غربی بلخاب قرار دارد. جز از سمت سرگشته، پیغوله از سه سمت دیگر توسط کوه‌‌های بلند و بندهای ستبر محاصره شده است. برخی گفته‌اند پیغوله در اصل پیرغوله است. پیر یعنی خردمند و غوله یعنی غول (موجود بزرگ خیالی) که مفهومش می‌شود «خردمند بزرگ» (احمدی‌نژاد، 1398). همچنین گفته‌اند پیغوله در اصل پیرغوله است. پیر نماد بزرگ، کلان و وسیع و غول دامن کوه‌ها و ارتفاعات بلند که به مفهوم «دامنه‌های بزرگ و وسیع از کوه‌ها» است (ابوذر اکبری، 1398). حاج دانش از سید اسدالله واعظ نقل کرده است که شخص زورمندی در آنجا سکونت داشته و در پیری هم مردم را آزار می‌داده است. مردم به او «پیری غول» می‌گفته‌اند. به مرور زمان پیر‌غوله شده است. بر اساس این روایت، آثار قلعه او هنوز در «صدمان» مشهود است. با وجود این تعابیر، پیغوله صحیح به نظر می‌رسد.

پیغوله، یکی از مناطق بزرگ بلخاب بالا است و از پایین تا بالایش (از اول تا آخرش) حدود 10 کیلومتر طول دارد. فاصله پیغوله تا ترخوج حدود 35 کیلومتر است. فاصله آخر «ورزان» تا دهنه 44 کیلومتر، «ورزان» تا «شِگَی» (آخرین قریه بلخاب از سمت شرق) حدود 100 کیلومتر فاصله دارد. از «آب‌ریزه ورزان» تا «شگی» حدود 110 کیلومتر فاصله است. از «ورزان» تا بازار ترخوج حدود 40 کیلومتر و از «آب‌ریزه ورزان» تا بازار ترخوج حدود 50 کیلومتر فاصله است.

محدوده پیغوله از حدود پل سرگشته آغاز می‌شود و تا ایلاق ورزان ادامه دارد. پیغوله از آغاز تا «سرجه» در دره اصلی بلخاب قرار دارد و هموار است. از سرجه، سه راه وجود دارد. راه سمت چپ به «تَیلُوچ» و در نهایت به بند «رُواَو»، ختم می‌شود. راه سمت راست به قشلاق اصلی پیغوله، پیتاب جاغوری، سگمان و ملایان ختم می­شود. راه مستقیم و داخل دره به دوآبی و ورزان. برخی از قریه‌های پیغوله در بالای ارتفاعات واقع شده‌اند ولی اغلب قریه‌های پیغوله در داخل دره‌ها قرار دارد. پیغوله شامل قریه‌های زیر است:

پَایجِه: پایجه بعد از سرگشته در کنار «جِه» مشهور بلخاب قرار دارد. پایجه حدود 45 خانوار جمعیت دارد. کَمَرَک و کَمَر سادات، همانند دو بال پایجه است. جه و سرجه از محدوده پایجه به حساب می‌آید. لیسه مختلط آزادی در این قریه (دو راهی قشلاق و تیلوچ) قرار دارد.

کَمَرَک: کمرک در سمت چپ دره و در ارتفاعات قریه پایجه قرار دارد. جمعیت آن قریه حدود 60 خانوار است. این قریه مکتب ندارد و متعلمین آن از لیسه آزادی واقع در پایجه استفاده می‌کنند. قریه منبر، مسجد، برق آبی و راه خامه دارد. مردم کمرک زمین و آب کمی دارند و اجباراً در درخت­کاری و کشت انگوزه پیش­گامند.

کَمَر غِیاث: کمر غیاث در بالای کوه سمت راست دره‌وجمان قرار دارد. کمر در سابق یکی از قریه‌های پیغوله بود. فعلاً بخشی از مردم کمر به شورای کمرک و بخشی به شورای پایجه وابسته­اند ولی مردم آن، قریه خود را مستقل می‌دانند.

نَخَلِیج: نخلیچ در سمت چپ دره و بالای کوه، دقیقاَ روبروی کمر‌خوشحال و سرسنگ قرار دارد. این قریه حدود 15 خانوار جمعیت دارد. نخلیج و سرسنگ همانند دو بال محمود آباد است. نخلیج یک منطقه ایلاقی است. بیش‌تر ساکنان آن مهاجرند.

خَم لُوچ‌اَو: از دو راهی بعد از سرجه (پایجه) در سمت چپ، اولین قریه «لوچ‌او» نام دارد که حدود 10 خانوار سید سولیج در آنجا ساکن هستند.

تَیلُوچ (شهرستان): تیلوچ در انتهای دوراهی سمت چپ پایجه و بعد از لوچ‌او قرار دارد. تیلوچ حدود 4 کیلومتر با پایجه فاصله دارد. این قریه قبلاً به تیلوچ مشهور بود، فعلاً به آن شهرستان نیز می‌گویند. شاید از آن جهت به این منطقه تیلوچ می‌گفته‌اند که تپه بزرگی در مرکز پیغوله وجود دارد که لُوچ و خالی از جنگل است. چون این تپه بزرگ و مرتفع است از قدیم به نام «پشته‌لوج» مشهور بود. قریه تیلوچ که چسبیده به تپه و زیر سایه آن قرار دارد، احتمالاً به همین دلیل به تیلوچ مشهور شده است. در فاصله حدود 500 متر پایین‌تر از تیلوچ، شیب و عمق منطقه بیش‌تر شده و حالت خمیدگی به وجود آمده است که مردم به آن قسمت «خم‌لوچ» می‌گویند. در خم‌لوچ چشمه بزرگ و گوارایی وجود دارد. شهرستان از قبل اسم یک تپه در کنار تیلوج بود که دارای خاک رُس است. مردم از خاک این تپه  برای کاه‌گل کردن پشت بام خانه‌ها استفاده می‌کنند. این اواخر اسم شهرستان برای تیلوچ مناسب‌تر تشخیص داده شد. مردم احتمال می‌دهند در گذشته در این مناطق شهر و زیستگاهی بوده خصوصاً که در این منطقه سفال زیادی پراکنده است. جمعیت تیلوچ شاید حدود60 خانوار باشد. این قریه مکتب ندارد و فرزندان مردم قریه برای تحصیل به مکتب پایجه می‌روند. تیلوچ راه، برق آبی، مسجد، منبر و قبرستان تازه تاسیس دارد. بعد از تیلوچ، بند «رُواَو» قرار دارد که از آن مسیر، یک راه به سمت اسمیدان می‌رود. بند رواو، از مناطق ایلاقی و مهم تیلوچ است که آب منطقه را تامین می‌کند. زمین‌های بند رواو، قبلاً برای زراعت استفاده می‌شد اما فعلاً مورد استفاده اهالی قرار ندارد.

پیشاوان: از دو راهی سرجه (پایجه)، یک راه به سمت راست دره می‌رود که اولین قشلاق واقع در این مسیر پیشاوان یا «ته‌پیشاوان» نام دارد. در این قریه کوچک حدود 10 خانوار سکونت دارند که همه از سادات سولیج هستند. 

جَنگَلَگ: در شمال پیشاوان، در بغل کوه (بین پیغوله و کمر‌سادات) قریه کوچکی است که جنگلک نام دارد. در این محل حدود 6 خانوار سید سولیج زندگی می‌کنند.

 قشلاق کلان: قشلاق کلان مرکز پیغوله است. این محل در دوراهی سمت راست سرجه، بعد از پیشاوان قرار دارد. قشلاق کلان حدود 5/4 کیلومتر با پایجه و حدود 24 کیلومتر با ترخوج فاصله دارد. این محل حدود 2300 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در اصطلاح عموم مردم، منظور از پیغوله همین قشلاق است. سوختان‌پوش، اولین قسمت قشلاق کلان است که اهالی آن سادات سولیج‌اند. در این قشلاق محله‌هایی به نام اقوام سه‌گانه قوم منگگ (که از نام سه برادر گرفته شده است) وجود دارد، محل زندگی طایفه «زَی‌سید» (برادر میانی که مشهور به سید محمد بوده است)، در وسط قشلاق قرار دارد. دو طایفه دیگر منگگ یعنی زَی‌سلطان (برادر کلان) و خردک‌زَئی (برادر کوچک) هم محلات مخصوص به خود را دارند. محل دیگر قشلاق کلان، «جِیَگاه» است که در آن چند خانه سید سولیج سکونت دارند. «نمازگاه» دیگر محله قشلاق کلان است که مرکب از اقوام مختلف است. «هزاره قشلاق» بخش دیگری است که ساکنین آن عمدتاً مهاجرند. «پای‌سار» بخش دیگری از قشلاق است که در زیر کوه «سار» قرار دارد. جمعیت قشلاق بیش از 300 خانوار است که ساکنان آن تقریباً همه از قوم منگگ هستند. در قشلاق حدود 7 خانوار پشتون هم زندگی می‌کنند که بازماندگان میرزا‌غفور فرزند محمد­عثمان معلم سید آباد وردک هستند. مادر او از پیغوله بود که بعد از فوت همسرش (محمد­عثمان) با پسرش میرزا‌غفور به پیغوله برگشت. او در دهه چهل شمسی بنیان‌گذار مکتب در پیغوله است. بازماندگان او فعلاً در قشلاق کلان زندگی می‌کنند.

 

 

ادامه مطلب را در جلد اول کتاب بلخاب ص 391 ملاحظه بفرمایید.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۹ساعت 12:53  توسط حسین رهیاب (بلخی)  | 
  بالا